محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

644

آثار عجم ( فارسى )

خاصّان پادشاهند و بر بالاى سر آن تصاوير مذكوره ، صورت فروهر را كشيده‌اند كه از سر تا كمر ، مثل انسان است ؛ دو بال دارد و از حلقه‌اى به در رفته ؛ و اين از جمله 14 صورتى است كه گفتيم در آن عرصه ، نقر شده [ است ] . مؤلّف گويد : تفصيل فروهر را ما در اين كتاب ، سابقا نگاشته‌ايم « 1 » . و در اطراف آن مسطّحه ، خطوط بسيار ، به خطّ ميخى - يعنى بر بالاى سر يك‌يك از آن اسرا و آن پادشاه و دو سه جاى ديگر فقره به فقره - منقور است كه تفصيلش انشاء اللّه تعالى بيايد . نقشهء اين مجلس را از نقشه‌هاى سيّاحان فرنگستان در ورقه‌اى كشيدم به نمرهء 49 ؛ بعون اللّه تبارك و تعالى . [ 395 f ] امّا تفصيل و ترجمهء خطوطى كه در مجلس مذكوره مرقوم است : اولا : اينكه خطوط منقوره بسيار مفصّل و مشتمل بر سطور كثيره است و ترجمه‌اش نيز طولانى ؛ چنان كه از مترجمين ، چندين ورق نگاشته آمده [ است ] . ثانيا : اينكه در ترجمه‌ها ، اختلافها ديده مىشود ؛ حتى در اسمها ، مثل اينكه اسمى را كه مسمّاى آن شخصى واحد است ، مختلف نوشته‌اند و اين بسيار محلّ حيرت گرديده . پس فقير مؤلّف در رفع مطلب اوّل - يعنى اطالت كلام - به اينطور چاره‌جويى نموده كه مطالب مكررّه را ترك و خلاصه‌اى از ترجمه‌ها ، اخذ و ثبت گردد كه هم مختصر باشد ، هم مفيد ؛ و در رفع مطلب ثانى - يعنى اختلاف ترجمه‌ها - جز اين چاره نديده كه در هر اسمى كه دو مترجم يا بيشتر اتفّاق نموده‌اند و متّفق عليه آنهاست ، همان را گرفته ، مسلّم داشت و در اينجا نگاشت : خلاصهء ترجمهء خطوط ميخى در مجلس كوه بيستون من هستم پادشاه بزرگ ، داريوش « 2 » ، پادشاه پادشاهان ، پادشاه پارس و توابع ، پسر ويستسپا ، نبيرهء ارشاماى ( 9 ) هخمنيسيا . داريوش پادشاه مىگويد : پدر من ، ويستسپاست ، پدر آن ، آرشاما « 3 » ؛ پدر آن ،

--> ( 1 ) . در اين كتاب ، يعنى در ضمن ذكر تخت جمشيد گفته آمده [ است ] . ( 2 ) . داريوش : حرف آخر ، سين مهمله و شين معجمه - هر دو - آمده و به هر دو قسم استعمال نموده‌اند . ( 3 ) . ارشاما در نسخه‌اى نوشته بود ولى در مسافرت‌نامهء انگليسى ، ارشم مرقوم داشته است .